دیکشنری فارسی

throw down

معنی فارسی

سبب افتادن شدن طرد کردن رد کردن.

مترادف‌ها

1. Prostrate, lay flat.
2. Subvert, overthrow, destroy, demolish, do away with.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن