دیکشنری فارسی

thrum (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/thrum/n., vt.

● (دستگاه شعر بافی یا نساجی) ریشه، ته‌نخ، تارهای بریده شده‌ی دو سر پارچه یا فرش

● حاشیه

● (ته پارچه یا حوله یا قالیچه و غیره را) ریشه دار کردن، ته نخ گذاشتن

● (کشتیرانی - جمع) پارچه‌ای که برای پر دوام کردن بادبان به جاهای پر اصطکاک آن می‌دوزند

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن