دیکشنری فارسی

thunderbolt

UKθʌndəboult

معنی فارسی

(تيري از) اذرخش اذرخش برق تهديدسخت

معنی کامل و مثال‌ها

/-bōlt´/n.

● صاعقه، آذرخش، برق

● رعد و برق، تندر و آذرخش

● هرچیز تند و نیرومند یا گیج کننده

تعریف انگلیسی

noun
  1. a discharge of lightning accompanied by thunder
  2. a shocking surprise “news of the attack came like a bombshell”

مترادف‌ها

noun
1. Lightning flash.
2. Fulmination, denunciation.
3. (Geology) Thunder stone, belemnite.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن