thyratron
معنی فارسی
تيراترون
معنی کامل و مثالها
/thī´rǝ trän´/n.
● (لولهی الکترونیکی دارای گاز کمفشار) تیراترون، راست ابزار
تيراترون
/thī´rǝ trän´/n.
● (لولهی الکترونیکی دارای گاز کمفشار) تیراترون، راست ابزار
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن