دیکشنری فارسی

tic

UKtik UStık

معنی فارسی

(طب) اختلاج ماهيچه (صورت)

معنی کامل و مثال‌ها

/tik/n.

● (زنش غیر ارادی عضلات به ویژه در صورت و گردن) تیک، پرش عضله

● (مخفف) tic douloureux

تعریف انگلیسی

noun
  1. a local and habitual twitching especially in the face

مترادف‌ها

noun
Twitching, vellication.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن