دیکشنری فارسی

tidewaiter

معنی فارسی

مامور گمرک لب دريا، در انتظار فرصت،

مترصد فرصت.

معنی کامل و مثال‌ها

/-wāt´ǝr/n.

(سابقا) افسر گمرک که برای بازرسی سوار کشتی‌های نزدیک به کرانه می‌شد

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن