tidewaiter
معنی فارسی
مامور گمرک لب دريا، در انتظار فرصت،
مترصد فرصت.
معنی کامل و مثالها
/-wāt´ǝr/n.
● (سابقا) افسر گمرک که برای بازرسی سوار کشتیهای نزدیک به کرانه میشد
مامور گمرک لب دريا، در انتظار فرصت،
مترصد فرصت.
/-wāt´ǝr/n.
● (سابقا) افسر گمرک که برای بازرسی سوار کشتیهای نزدیک به کرانه میشد
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن