tiding معنی فارسی جزرومد موسم گاه مدت روش سير واژههای دیگر با معنی «جزرومد» tide جزرومد، موسم، گاه flux and reflux جزرومد، تغييرات زمانه ebb and flow جزرومد spring tide جزرومد کامل، بزرگترين جذرومد tide way روگاه جزرومد tide-gauge دستگاهي که اندازه جزرومد را تعيين ميکند