tier (1)
معنی کامل و مثالها
/tir/n., vt., vi.
● (نیمکت یا صندلی) ردیف
● (مقام) رتبه، رده
● اشکوب، طبقه
● رده بندی کردن، ردیف بندی کردن، طبقه طبقه کردن، ردیف کردن
/tir/n., vt., vi.
● (نیمکت یا صندلی) ردیف
● (مقام) رتبه، رده
● اشکوب، طبقه
● رده بندی کردن، ردیف بندی کردن، طبقه طبقه کردن، ردیف کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن