دیکشنری فارسی

tiff (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/tif/n., vi.

● دعوا، یکی به دو، کدورت

● غیظ، قهر، بدخلقی

● یکی به دو کردن، کدورت پیدا کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن