دیکشنری فارسی

tiff (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/tif/n.

● (نادر)

● مشروب الکلی (به ویژه ضعیف و آبکی)

● میگساری خفیف

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن