tig(e)rish معنی فارسی درنده خو واژههای دیگر با معنی «درنده خو» truculent درنده خو، سبع، وحشي tigerlike درنده خو، ببر صفت. tigerish (tigerlike) درنده خو، ببر صفت. pandours or doors امنيه وحشي درنده خو که در سال 1741 تشکيل شد، و چندي پس از آن جز ارتش اطريش گرديد vulturous لاشخور مانند، درنده خو، لاشخوري wolfish گرگ صفت، درنده خو، حريص vulturish لاشخور صفت، درنده خو kitish حريص، درنده خو harpies جانوري که تن ورخسارزن وبال وچنگال مرغ داشت، ادم درنده خو wolf گرگ، آدم درنده خو