دیکشنری فارسی

tight-lipped

معنی کامل و مثال‌ها

/-lipt´/adj.

● لب فرو بسته، دهان بسته

● کم حرف، کم‌گو، ساکت

the chief of police was tight-lipped about the cause of the fire

رییس پلیس درباره‌ی علت آتش سوزی سکوت اختیار کرد.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن