دیکشنری فارسی

tile

UKgleizdtail UStaıl

معنی فارسی

اجر ، (اجر) کاشي ، سوفال ياسفال ،

با اجرکاشي فرش کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/tīl/n., vt.

(آجر) کاشی

سفال، سوفال، وفار

تنبوشه

laying out underground tiles to drain a pond

برای خشکاندن سلخ، تنبوشه در زیر زمین کار گذاشتن

کاشی پلاستیکی (و غیره)

کاشی کاری

(برای پر کردن دیوار یا سقف و غیره) آجر تو خالی، آجر مجوف

(عامیانه) کلاه سفت و آهاردار

با آجر کاشی پوشاندن، کاشی کردن

the tiled domes of Esfahan's mosques

گنبدهای کاشی کاری شده‌ی مسجدهای اصفهان

سوفال پوش کردن، سفال پوش کردن

a tiled roof

بام سفال پوش شده

* have a night on the tiles

شب را به میگساری و پایکوبی گذراندن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a flat thin rectangular slab (as of fired clay or rubber or linoleum) used to cover surfaces
  2. a thin flat slab of fired clay used for roofing “Substance Meronyms: clay”
  3. game equipment consisting of a flat thin piece marked with characters and used in board games like Mah-Jong, Scrabble, etc. “tile the wall and the floor of the bathroom” “Verb Frames:” “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «اجر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن