till (1)
معنی کامل و مثالها
/til/prep., conj.
● (رجوع شود به: until) تا، تا اینکه
goodbye till we meet again!
تا ملاقات بعدی خداحافظ!
● (اسکاتلند) تا آن محل، تا آنجا، تا آن زمان، مگر اینکه
* till hell freezes over
تا جهنم یخ بزند، هر چه دلت میخواهد، وقت گل نی