دیکشنری فارسی

till (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/til/vt., vi.

● کشت کردن، کشت و کار کردن

tilling the land

کشت و کار زمین

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن