دیکشنری فارسی

till (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/til/n.

● (مغازه و غیره - صندوق یا کشو) دخل، پولدان

● نقدینه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن