دیکشنری فارسی

till (4)

معنی کامل و مثال‌ها

/til/n.

● (زمین شناسی - آمیزه‌ی سنگ و ریگ و شن و خاک و غیره که توسط یخرود انباشته شده و فاقد چینه بندی است) تیل، یخاورد

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن