دیکشنری فارسی

timberline

UKtimbəlain US'tımbə'laın

معنی فارسی

دار مرز

معنی کامل و مثال‌ها

/-līn´/n.

● (در ارتفاعات کوهستانی و غیره) دار مرز

تعریف انگلیسی

noun
  1. line marking the upper limit of tree growth in mountains or northern latitudes

واژه‌های دیگر با معنی «دار مرز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن