دیکشنری فارسی

time clock

UKtaimklɔk

معنی فارسی

ساعتي که زمان ورود وخروج کارمندان را ثبت

ميکند، گاه ساعت.

معنی کامل و مثال‌ها

● (برای ثبت هنگام آمد و رفت کارگر و کارمند) زمان نگار

تعریف انگلیسی

noun
  1. clock used to record the hours that people work

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن