دیکشنری فارسی

time frame

معنی کامل و مثال‌ها

● چارچوب زمانی، مدت لازم (برای انجام کاری)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a time period during which something occurs or is expected to occur “an agreement can be reached in a reasonably short time frame”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن