time slice UKtaimslais معنی فارسی قطعه زمان برش زماني واژههای دیگر با معنی «قطعه زمان» deceleration time زمان لازم براي متوقف ساختن يک نوار، مغناطيسي پس از خواندن يا ضبط آخرين قطعه، داده از يک رکورد روي آن نوار