دیکشنری فارسی

time-tested

UKtaimtestid

معنی کامل و مثال‌ها

/tīm´test´id/adj.

● (طی مرور زمان) امتحان شده، کارکشته، پرسابقه، مطمئن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. tested and proved to be reliable

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن