دیکشنری فارسی

timekeeper

UKtaimkiːpər

معنی فارسی

متصدي اوقات ، وقت بين ، متصدي ثبت ساعات کار

معنی کامل و مثال‌ها

/tīm´kē´pǝr/n.

● رجوع شود به: timepiece

● (در مسابقات) وقت نگهدار

● (اوقات کار کارگر و کارمند) متصدی حضور و غیاب، گاهدار

تعریف انگلیسی

noun
  1. (sports) an official who keeps track of the time elapsed
  2. a clerk who keeps track of the hours worked by employees
  3. a measuring instrument or device for keeping time

واژه‌های دیگر با معنی «متصدي اوقات»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن