دیکشنری فارسی

timeous

معنی فارسی

بموقع بجا بهنگام زود.

معنی کامل و مثال‌ها

/tīm´ǝs/adj.

● (اسکاتلند) بموقع، بگاه، بجا

واژه‌های دیگر با معنی «بموقع»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن