دیکشنری فارسی

tinct.

معنی فارسی

= tincture

تنتور، محلول الکلي يا هيدروالکلي که از يک داروي

حيواني يا گياهي يا از يک ماده شيميائي تهيه شود.

تنتوربلادن، فرآورده اي از برگ گياه بلادن محلول در آب يا

الکل. .belladonna t

تنتور بنزوئين مرکب، مخلوطي از گرد حسن لبه (بنزوئين) ،

صبرزرد صمغ استراک و بلسان تلو محلول در الکل.

benzoin t. compound

پارگوريک، مخلوطي از گرد ترياک، روغن باديان رومي

اسيد بنزوئيک کامفرو گليسيرين محلول در الکل. .opium t

camphorated

تنتور هل مرکب، فرآورده اي از گرد دانه هل، دارچين،

زيره سياه و قرمزدانه در گلسيرين و الکل. compound

.cardamom t

تنتور ديژيتال ، فرآورده اي از گرد ديژيتال محلول در الکل

و آب. .digitalis t

تنتور صابون مايع، مخلوطي از صابون پتاسيم روغن اسطو

خودوس و الکل. .green soap t

تنتور يد، مخلوطي از يد و يدور سديم در الکل و آب.

.iodine t

تنتور ليمو، ماده مطبوعي است که از له کردن پوسته زرد

خارجي ليمو ترش در الکل بدست ميايد. .lemon t

تنتور نيترومرسول، نيترومرسول، هيدروکسيدسديم و الکل

در يک محلول آب و الکل. .nitromersol t

تنتور ترياک، محلول الکلي ترياک، که هر صد سانتيمتر

مکعب آن 0/95 تا 1/05 گرم مرفين خشک دارد. .opium t

تنتور پوست ليمو شيرين، فرآورده مطبوعي است که از له

کردن پوسته خارجي ميوه تازه سيتروس سيننسيس (ليمو)

در الکل بدست ميايد. .sweet orange peel t

تنتورتيمروسال، (تيمروسال، منواتانولامين، استون ،

محلول اتيلن ديامين با الکل و آب که بعنوان ضد ميکرب

بکار ميرود). .thimerosal t

تنتور بلسان تلو، بلسان تلو محلول در الکل. .tolubalsam t

تنتور وانيل، فرآورده اي است از تکه هاي کوچک وانيل و

دانه هاي سو کروز در الکل. .vanilla t

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن