دیکشنری فارسی

tinderbox

UKtindəbɔks US'tındə'bɔks

معنی فارسی

فنک قولان جاي گيرانه . آتشگير زود افروز قابل احتراق آماده ي احتراق

معنی کامل و مثال‌ها

/-bäks´/n.

● (سابقا - جعبه‌ای که فندک و خاشاک و وسایل روشن کردن آتش را در آن قرار می‌دادند) جعبه‌ی لوازم اجاق، جعبه آتشزنه، قودان

● (شی یا وضعیت) آتشگیر، زود افروز، قابل احتراق، آماده‌ی احتراق

discontent turned the country into a tinderbox

نارضایتی کشور را آماده‌ی احتراق کرده بود.

● (مجازی) انبار باروت

تعریف انگلیسی

noun
  1. a dangerous state of affairs; a situation that is a potential source of violence “the Balkans are the tinderbox of Europe”
  2. a box for holding tinder

واژه‌های دیگر با معنی «فنک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن