tinderbox
UKtindəbɔks
US'tındə'bɔks
معنی فارسی
فنک قولان جاي گيرانه . آتشگير زود افروز قابل احتراق آماده ي احتراق
معنی کامل و مثالها
/-bäks´/n.
● (سابقا - جعبهای که فندک و خاشاک و وسایل روشن کردن آتش را در آن قرار میدادند) جعبهی لوازم اجاق، جعبه آتشزنه، قودان
● (شی یا وضعیت) آتشگیر، زود افروز، قابل احتراق، آمادهی احتراق
discontent turned the country into a tinderbox
نارضایتی کشور را آمادهی احتراق کرده بود.
● (مجازی) انبار باروت
تعریف انگلیسی
noun
- a dangerous state of affairs; a situation that is a potential source of violence “the Balkans are the tinderbox of Europe”
- a box for holding tinder