دیکشنری فارسی

tip-off

معنی کامل و مثال‌ها

/tip´ôf´/n.

● خبر محرمانه، هشدار نهان

● خبر کشی، افشاگری

● اطلاع

تعریف انگلیسی

noun
  1. inside information that something is going to happen
  2. the act of starting a basketball game with a jump ball

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن