دیکشنری فارسی

tip-up

معنی فارسی

وسيله اي در ماهيگيري روي يخ که به قلاب

افتادن ماهي را نشان مي دهد

تعریف انگلیسی

adjective
  1. constructed so as to tip up or out of the way “the little tip-up seat of the taxi”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن