tipstaff
معنی فارسی
مامور مسئول زندانيان در دادگاه
معنی کامل و مثالها
/tip´staf´/n., pl.
● عصای سرفلزی، چوبدستی سرچماقی، چماق یساولها
تعریف انگلیسی
noun
- staff with a metal tip carried as a sign of office by e.g. a bailiff or constable