tire (2)
معنی کامل و مثالها
/tīr/n., vt.
● (اتومبیل و هواپیما و غیره) تایر، (حلقه) لاستیک (انگلیس: tyre)
bicycle tires
لاستیک دوچرخه
to put air in a tire
تایر را باد کردن
to let the air out of a tire
باد تایر را خالی کردن
● نوار فلزی دور چرخ گاری و غیره
● تایردار کردن، لاستیک زدن