دیکشنری فارسی

tire (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/tīr/n., vt.

● (قدیمی)

● جامه، لباس (رجوع شود به: attire)

● (زنانه) کلاه، روسری، سرپوش

● جامه برتن کردن، لباس پوشیدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن