tiro or tyro معنی فارسی نوچه نواموز تازه کار مبتدي واژههای دیگر با معنی «نوچه» greenhorn نوچه، تازه کار، مبتدي tyro نوچه، نوآموز، تازه کار chrysalid نوچه، بادامه chrysalis نوچه، بادامه pupa نوچه، بادامه pupae نوچه، بادامه pupiparous نوچه زا pupate نوچه شدن، تبديل به بادامه شدن pupation تبديل به بادامه يا نوچه griff (درهند) اروپايي تازه رسيده، نوچه، تازه کار