دیکشنری فارسی

titer

معنی فارسی

چگالي محلول

کمينه ي وزن يا مقدار ماده ي لازم براي رسيدن به

نتيجه ي بخصوص

زمان لازم براي سفت شدن اسيد چربيدار

معنی کامل و مثال‌ها

/tīt´ǝr/n.

● چگالی محلول (که از طریق تیتراسیون معین می‌شود)

● کمینه‌ی وزن یا مقدار ماده‌ی لازم برای رسیدن به نتیجه‌ی بخصوص (در تیتراسیون)

● زمان لازم برای سفت شدن اسید چربی‌دار (پس از هیدرولیز)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the concentration of a solution as determined by titration

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن