دیکشنری فارسی

to alloy gold with copper

معنی فارسی

بارزدن عيارزدن اميختن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن