to bend the knee UKtoubendðniː معنی فارسی خم کردن زانو واژههای دیگر با معنی «خم کردن زانو» genuflection رکوع، خم کردن زانو genuflexion رکوع، خم کردن زانو goose step قدم آهسته، رژه رفتن بدون زانو خم کردن، قدم آهسته رفتن kill spring فرود با کاستن فشار بلندشدن و خم کردن، زانو (ترامپولين)