پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
to break ones fast
معنی فارسی
افطارکردن ، ناشتايي خوردن ،
روزه (خودرا) خوردن (يابازکردن)
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن