to bring into contact معنی فارسی تماس دادن پيوستن واژههای دیگر با معنی «تماس دادن» tuch لمس کردن، تماس دادن با، متاثر کردن contact برخورد، تماس، اتصال follow up پي گيري کردن، تعقيب کردن، دنباله داستان را شرح دادن