دیکشنری فارسی

to cach one's death

معنی فارسی

دچار سرماخوردگي کشنده شدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن