to dry up
UKtoudriːʌp
معنی فارسی
پاک خشک شدن خشک افتادن خاموش شدن بس کردن پاک خشک کردن
پاک خشک شدن خشک افتادن خاموش شدن بس کردن پاک خشک کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن