to dwell on معنی فارسی زياد وقت صرف کردن روي ، کشيدن ، نگاه کردن واژههای دیگر با معنی «زياد وقت صرف کردن روي» niggle بيهوده وقت گدراندن، وقت زياد در سر چيز هاي جزئي صرف کردن