to fall a معنی فارسی بخواب رفتن واژههای دیگر با معنی «بخواب رفتن» drop off بخواب رفتن، (مج.) مردن. snoozle نوازش کردن، پوزه بخاک ماليدن (مثل سگ)، بخواب رفتن