دیکشنری فارسی

to fall in to oblivion

معنی فارسی

فراموش شدن ، در بوته فراموشي افتادن ،

متروک ماندن

واژه‌های دیگر با معنی «فراموش شدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن