to flow over معنی فارسی لبريزشدن سر رفتن طغيان کردن واژههای دیگر با معنی «لبريزشدن» overbrim لبريزشدن، لبريزشدن از overflow لبريز شدن از، پوشاندن، فراگرفتن روان يا لبريزساختن