to give back UKtougivbæk معنی فارسی پس دادن واژههای دیگر با معنی «پس دادن» repay پس دادن، برگرداندن، تلافي کردن refund پس دادن، برگرداندن، رد کردن refundable پس دادن، برگرداندن، رد کردن restitute پس دادن، بحال اول برگرداندن، اعاده کردن. give back پس دادن، مسترد کردن. boarding visit بازديد پس دادن money refund offer فروش قابل پس دادن r. ofanyone's chattles پس دادن کالاي کسي dictaphone ماشين ضبط سخن و پس دادن ان recalescence پس دادن حرارت فلز در اثر سرد شدن.