دیکشنری فارسی

to go(or retire) to rest

معنی فارسی

استراحت کردن اسودن خوابيدن راحت کردن

واژه‌های دیگر با معنی «استراحت کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن