دیکشنری فارسی

to keep house

UKtoukiːphaus

معنی فارسی

خانه داري کردن ،

خانه نشين شدن (ازدست بستانکارها)

واژه‌های دیگر با معنی «خانه داري کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن