to keep in countenance معنی فارسی رودادن پشتي کردن واژههای دیگر با معنی «رودادن» abets تقويت کردن از، تشويق نمودن عمل بد، رودادن abetted تقويت کردن از، تشويق نمودن عمل بد، رودادن abetting تقويت کردن از، تشويق نمودن عمل بد، رودادن