to lay a bet معنی فارسی گرو بستن شر ط بستن واژههای دیگر با معنی «گرو بستن» outherod از پشت بستن، در لاف و گزاف يا سخت دلي از هيروديس گرو بردن bet گرو، شرط (بندي)، شرط بستن