دیکشنری فارسی

to lead one a dance

معنی فارسی

گربه رقصاندن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن