to live fast معنی فارسی خوش گذراني کردن ولخرجي کردن واژههای دیگر با معنی «خوش گذراني کردن» luxuriate خوش گذراني کردن، در نعمت زيستن، افراط کردن luxuriation خوش گذراني کردن، در نعمت زيستن، افراط کردن junket سفر تفريحي، سفر، خوش گذراني کردن